Search

اقتصاد مقاومتی، ایران را از بند تحریم‌ها آزاد می‌کند

۳:۳۷ ب٫ظ

پیتر کوئینگ: اقتصاد مقاومتی نه تنها ایران را از تحریم‌ها رها می‌‌سازد، بلکه با کمک به استفاده از ظرفیت‌های داخلی، ایجاد کار و ارزش افزوده در کشور می‌تواند صادرات ایران را از آنچه که می‌توانست در یک تجارت جهانی کنترل شده و غربی رخ دهد، افزون تر کند.

افق انزلی: “پیتر کوئینگ”، یک اقتصاددان و تحلیلگر ژئوپولیتیک است. وی به عنوان یکی از کارکنان سابق بانک جهانی، دارای ۳۰ سال سابقه در حوزه محیط زیست و منابع آبی است. نوشته‌های متعددی از “کوئینگ” در وب‌سایت‌های مختلف خبری منتشر شده است. وی نویسنده کتاب “انفجار ــ یک موضوع اقتصادی هیجان‌انگیز درباره جنگ، تخریب محیط زیست و حرص و طمع شرکت‌های بزرگ سرمایه‌داری” است. علاوه براین، “کوئینگ” در تالیف کتاب “نظم جهانی و انقلاب! ــ مقالاتی از مقاومت” همکاری داشته است.

وی  در مورد مفهوم اقتصاد مقاومتی، اوراق پاناما و همچنین دورنمای وی در مورد سلطه آمریکا بر اقتصاد جهانی با پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ العظمی سیدعلی خامنه‌ای گفتگو کرده است که ترجمه بخشی از این گفتگو را در ادامه می خوانید:

سوال: افشاگرانی که فساد در بانک جهانی را گزارش دادند، برای این کارشان تحت فشار بودند.چطور می‌توانیم باور کنیم که اوراق پاناما «افشا» شدند؟

به طور خلاصه، اگر واقعا اوراقی وجود ‌داشت، بله آنها یک فشار محسوب می‌شدند. رسانه‌های غربی، این اوراق را مهمتر از چیزی که بودند جلوه دادند تا از این طریق انگشت اتهام را به سوی سیاستمدارانی که مورد علاقه واشنگتن نیستند، دراز کنند و آنها را مورد اتهام قرار دهند (این دقیقا همان چیزی است که قرار بود با افشای این اوراق اتفاق بیافتد). این اوراق تا حد بسیار زیادی آنها را در رسیدن به هدفشان یاری کردند.

این اوراق توسط کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاران تحقیقی، سازمانی که در دست سرویس‌های مخفی غرب قرار دارد، و همچنین با پیروی از سازمان مادر کنسرسیوم، یعنی مرکز تمامیت عمومی (CFPI) افشا شدند. این سازمان توسط شخصیت‌های مهمی چون خانواده راکفلر،‌ بنیانگذاران کارنگی، بنیاد جورج سوروس و همچنین پل ولکر، رئیس سابق بانک فدرال آمریکا و بسیاری از شخصیت‌های برجسته جهان سرمایه‌گذاری، بنیانگذاری شده است که با سازمان سیا، آژانس امنیت ملی آمریکا، موساد و سایرین در ارتباط است و بسیاری از حامیان آن از اعضای سازمان‌های نیمه مخفی مانند کمیسیون سه جانبه، گروه بیلدربرگر و شورای روابط خارجی به شمار می‌روند.

*  پاناما پربیننده‌ترین نقطه و “حیات خلوط” آمریکا که هیچ چیز در آنجا از دید کاخ سفید پنهان نمی‌ماند

شرکت حقوقی “موساک فونسکا” که ظاهرا اوراق پاناما را در اختیار کنسرسیوم قرار داده بود، اطلاعاتی از اوراق قرضه خارجی متعلق به شخصیت‌های برجسته سیاسی را در دست داشت. آنها مدعی شدند که این اطلاعات مورد سرقت قرار گرفته‌ است. در هر صورت، از همان ابتدا واضح بود که نخبگان قدرتمند غربی که این افشاگری را ترتیب داد‌ه‌اند، هدف مشخصی دارند و آن تهمت و افترا زدن با استفاده از تبلیغات دروغ به سیاستمدارانی است که مورد علاقه واشنگتن نیستند.

البته آقای پوتین، حتی با وجودی که شخصا نامی از وی ذکر نشده بود، اما بلافاصله با دیگر افرادی که در فهرست اوراق پاناما بودند، ربط داده شد (بنابراین وی به طور غیرمستقیم گناهکار شناخته ‌شد). با این وجود، هر فرد عاقلی می‌داند که آقای پوتین یا همکارانش (حتی اگر پولی برای پنهان کردند داشته باشند که این موضوع هیچ وقت ثابت نشد) مطمئنا پاناما را به عنوان یک مکان خارجی برای پنهان کردن دارایی‌های خود انتخاب نمی‌کردند. پاناما، جایی که اوباما دوست دارد آن را آمریکای لاتین بنامد، پربیننده‌ترین نقطه و “حیات خلوط” آمریکا به شمار می‌رود و هیچ چیز در آنجا از دید کاخ سفید پنهان نمی‌ماند.

*  استفاده از شیوه تبلیغاتی مدرن غرب در گناهکار جلوه دادن پوتین

به علاوه، هیچ یک از چهره‌های متهم شناخته شده در این اوراق، از شخصیت‌های مهم آمریکایی نبودند. این چطور امکان دارد؟ (تقریبا همه می‌دانند که بخش زیادی از پول افراد و شرکت‌های بزرگ آمریکایی (که میزان آن چندین تریلیون دلار برآورد می‌شود) بیشتر در کارائیب پنهان شده تا دیگر نقاط جهان از جمله سوئیس. مهم‌ نیست که چقدر اشتباه و یا تحریف شده بود، هنگامی که این اطلاعات در دنباله تبلیغات رسانه‌های جریان اصلی (سی ان ان، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌بی‌سی و غیره) منتشر شدند، هیچ حقیقتی برای متوقف کردن آن وجود نداشت. این یک شیوه تبلیغاتی مدرن است که در بسیاری از دانشگاه‌های آیوی لیگ تدریس می‌شود. وقتی که دروغی به مردم تلقین شود، عملا جایگزین کردن آن با حقیقت غیرممکن خواهد بود.

سوال: اقدامات متقابلی که کشورهای مستقل می‌توانند برای خنثی سازی سلطه آمریکا در بازارهای جهانی اتخاذ کنند، چیست؟

همانطور که قبلا در مورد اینکه چرا آمریکا بر سیستم پولی بین‌المللی تسلط دارد، توضیح داده‌ام، این روند به تدریج تغییر خواهد کرد. کشورهایی چون روسیه، ایران، ونزوئلا، سوریه، کره شمالی و بسیاری از کشورهای دیگر که نمی‌خواهند در برابر قوانین تحمیلی آمریکا سر تعظیم فرود آوردند، در بهترین حالت، در تحریم اقتصادی به سر می‌برند. اگر این ترفند موفقیت آمیز نباشد، در مرحله بعد، تغییر رژیم در دستور کار قرار می‌گیرد که اکنون شاهد نمونه‌های بسیاری هستیم.

ترورهای مستقیم (اینترنت پر است از رهبرانی که توسط سیا و دیگر نیروهای سرویس‌های مخفی به قتل رسیده‌اند) با هواپیماهای بدون سرنشینی که اوباما مستقیما با آن موافقت کرد، نوعی اعدام بدون محاکمه به شمار می‌روند (و خنده دار است که اوباما برای توجیه تحریم‌های بیشتر، فقط کره شمالی را متهم می‌کند).

حملات نظامی، بمب‌گذاری  توسط نیروهای آمریکا و ناتو (اروپایی) و یا از طریق نمایندگان آنها مانند عربستان سعودی برای نابودی یمن، کشتار ده‌ها هزار غیرنظامی (که اغلب آنها زنان و کودکان بی‌گناه بودند) تنها برای به دست آوردن کنترل یکی از استراتژیک‌ترین کشورهای واقع در خلیج فارس نیز نمونه‌هایی از این دست به شمار می‌روند.

*  ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر در سراسر جهان، در نتیجه حملات مستقیم آمریکا-ناتو و جنگ‌های نیابتی آن کشته شدند

هیچ محدودیتی برای بلند پروازی‌های آمریکا در به زانو درآوردن ملت‌ها و جمعیت کل جهان با هدف نهایی تسلط کامل بر آنها وجود ندارد. از واقعه ۱۱ سپتامبر تاکنون، برآورد می‌شود که بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر در سراسر جهان، در نتیجه حملات مستقیم آمریکا-ناتو، جنگ‌ها و درگیری‌هایی که توسط نیروهای نیابتی (مزدوران) صورت گرفته‌ است و همینطور حملات تروریستی بروکسل، جان خود را از دست داده‌اند.

تعجبی ندارد که مردم و کشورهای مستقل بخواهند از سلطه این بولدوزر سرکوبگر غربی که نه تنها به دنبال کنترل نظامی جهان است، بلکه با دلار بی‌پشتوانه یا سیستم پولی هرمی (که یورو نیز به آن تعلق دارد) خود در پی تسلط بر جهان است، خارج شوند. سیستم پولی هرمی، طرحی است که از طریق بدهی بهره‌ دار توسط بانک‌های خصوصی، پول تولید می‌کند؛ در حالیکه بازپرداخت بدهی از طریق وام‌های جدید و غیره صورت می‌گیرد. این روند تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که سیستم از درون متلاشی گردد.

*  ایران در حال پیوستن به سازمان همکاری شانگهای

در حال حاضر، روسیه و چین سیستم پولی و انتقال داخلی خود را توسعه داده‌اند. سامانه پرداخت بین المللی چین (CIPS)، به تدریج در بین اعضای سازمان همکاری شانگهای، بریکس (متاسفانه در حال حاضر بدون حضور برزیل) و اتحادیه اقتصادی اوراسیا گسترش پیدا کرده است. آنها با هم حدود نیمی از جمعیت جهان و یک سوم از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهند. اگر اشتباه نکنم، ایران در حال حاضر در حال پیوستن به سازمان همکاری شانگهای است.

مطمئنا این اقدام یکی از راه‌های خارج شدن از سیستم پولی حاکم آمریکا به شمار می‌رود. همانطور که اخیرا آقای پوتین اعلام کرد، “تحریم‌ها” یکی از بهترین اتفاقاتی است که از زمان سقوط دیوار برلین برای روسیه افتاده است. تحریم‌ها باعث شدند که شاهد توسعه عظیم کشاورزی و صنعت روسیه، و رهایی آن از وابستگی به غرب باشیم. روسیه به سرعت در حال دستیابی به خودکفایی غذایی است.

به علاوه، چین در حال توسعه جاده جدید ابریشم است که از شانگهای تا چین شرقی، روسیه، آسیای مرکزی، اروپای مرکزی و شرقی ادامه دارد (و رئیس جمهور شی جین پینگ در مارس ۲۰۱۴ به خانم مرکل پیشنهاد داد تا به رابط غربی جاده ابریشم تبدیل شود). در آن زمان مرکل به سخنان وی هیچ واکنشی نشان نداد. اما کاملا روشن است که آینده اقتصادی اروپا در گروی همکاری و تعامل با شرق، روسیه، آسیای مرکزی و شرقی و همچنین چین است. پتانسیل برای سرمایه‌گذاری‌ها، تجارت و تحقیقات مشترک بسیار زیاد است که از دسیسه‌های خائنانه و فریبنده غرب، به مراتب مهمتر و ارزشمندتر هستند.

سوال: رهبر ایران، “اقتصاد مقاومتی” را به عنوان راه حلی برای مقابله با تجاوز اقتصادی آمریکا معرفی کرده است. دکترین “اقتصاد مقاومتی” برای مقاوم نمودن اقتصاد ایران در برابر تمام شوک‌های اقتصادی خارجی در بلند‌مدت، از جمله تحریم‌های غرب و بحران‌های اقتصادی جهانی، با بهره‌گیری از توانمندی‌های داخلی در نظر گرفته شده است. نظر شما در این باره چیست؟

“اقتصاد مقاومتی”، اقتصادی که عمدتا بر خوداتکایی استوار است، یک ایده بسیار عالی است. این کار نه تنها ایران را از تحریم‌های تحمیل شده خارجی رها می‌‌سازد، بلکه به آن در استفاده از ظرفیت‌های داخلی، ایجاد کار، ارزش افزوده در کشور کمک کرده و در نهایت می‌تواند صادرات خود را از آنچه که می‌توانست در یک تجارت جهانی کنترل شده (سازمان تجارت جهانی) و غربی انجام دهد، توسعه بسیار بیشتری دهد. اقتصاد مقاومتی، همان چیزی است که آقای پوتین به کار برده است. وی با افزایش توسعه کشاورزی و صنایع داخلی، وابستگی به واردات را کاهش داد و روسیه را از عواقب تحریم‌های کاملا غیرقانونی غرب در امان نگه داشت.

اقتصاد مقاومتی تا حد زیادی با مفهوم “جایگزینی واردات” مترادف است. جایگزینی واردات یعنی ترویج و توسعه ظرفیت‌های محلی در برابر واردات. هنگامی که کالاها و خدماتی که قبلا وارد شده‌اند، به صورت محلی در داخل موجود باشند، مزایای زیادی برای اقتصادهای ملی، (در این مورد اقتصاد ایران) به دنبال دارند. برای مثال، به جای صادرات هیدروکربن‌های خام، ایجاد یک صنعت پتروشیمی، اشتغال‌زایی، توسعه فن‌آوری‌ها و ارزش افزوده در کشور را به دنبال خواهد داشت و شاید مهمتر از همه اقتصاد مقاومتی، تولید داخلی را جایگزین واردات میکند که این ضربه‌ای بزرگ به جهانی‌سازی و شرکت‌های بزرگ آمریکایی است.

*  ایران با پیوستن به سازمان همکاری شانگهای در مسیر درست حرکت می‌کند

استدلال نئولیبرالیسمی، مبنی بر لزوم بازسازی اقتصاد ایران برای تمرکز بر برتری یا مزیت نسبی ایران از طریق واردات، می‌تواند به آسانی خنثی شود. بدیهی است که این یک استدلال نومحافظه کارانه به نفع جهانی سازی و ایجاد کشوری ضعیف در برابر تمامی تحریم‌های اقتصادی از هر نوعی است. مزیت یا برتری نسبی در یک کشور، امری ذاتی نیست اما می‌توان برای رسیدن به آن، مخصوصا در زمان تحریم‌ها (مانند مواردی که کشورها به علت تسلط کامل نظام پولی غرب، هدف تحریم‌های غیرقانونی قرار می‌گیرند) برنامه‌ریزی کرد. این موضوع به دفعات ثابت شده است.

برای نمونه، می‌توان به چین اشاره کرد. این کشور تا زمان اعلام خودکفایی خود در زمینه غذا، دارو و آموزش، مرزهای خود را بسته نگه داشت. سرانجام در دهه ۱۹۸۰ مرزهای خود را گشود و شروع به صادرات غلات نمود. یکی از موارد اخیر، روسیه است. این کشور برای بازارهای داخلی و برای صادرات به کشورهای همفکر و متحد، که عمدتا چین، سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس هستند،‌ تولید می‌کند. آنها در همان زمان، دلار را از سیستم پولی خود و سیستم انتقال بین المللی خارج ساخته و خود را از مجازات‌های غیرقانونی و افراطی غرب رهانیدند. ایران با پیوستن به سازمان همکاری شانگهای در مسیر درست حرکت می‌کند.




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *