Search

براستی علیه چه کسی باید اعلان جرم صورت گیرد؟ استاد رفیعی یا مسئولین فرهنگی استان گیلان؟

۶:۱۰ ب٫ظ

نماینده ی مجلسی که میگوید گیلان ۸۰۰۰ شهید تقدیم انقلاب نموده و با این وسیله میخواهد سخنان حجت الاسلام رفیعی را در خصوص معضل بدحجابی زیر سوال ببرد، چرا جواب نمیدهد که چرا استانی که ۸۰۰۰ شهید بزرگوار در راه وطن داده باید در چنین وضعیت نامطلوب و نابه سامان بی حجابی و بدحجابی به سربرد؟

 

به گزارش پایگاه خبری افق انزلی به نقل از هشت دی اخیرا حجت الاسلام دکتررفیعی از کارشناسان دینی و از محققین حوزه علمیه قم در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، صحبتهایی را در مورد وضعیت بدحجابی و بی حجابی در گیلان ایراد نمودند که بازتاب ها و واکنش های فراوانی را به همراه داشت.

عده ای از مسئولین و نمایندگان استان به انتقاد از این اظهارات پرداختند و خواهان عذر خواهی وی شدند و عده ای نیز بر حقیقت داشتن صحبتهای حجت الاسلام رفیعی صحه گذاشتند و به اصطلاح معتقدند چیزی که عیان است ، چه حاجت به بیان است!

اما به دور از تعصبات ناسیونالیستی و بحث های حاشیه ای باید دید حقیقت چیست و حق با کدام طرف است؟

به دور از یکجانبه نگری و تعصبات قومی و نژادی آیا حجت الاسلام رفیعی درست میگویند یا اینکه مخالفان ؟ و آیا اینکه استان عزیزمان گیلان در شرایط فعلی در بهترین وضع فرهنگی خود از لحاظ پدیده ی پوشش و حجاب به سر میبرد یا نه؟

ناگفته نماند که حجت الاسلام دکتررفیعی از جمله روحانیونی هستند که تاکنون مواضع و نگرانی های عقیدتی و دینی شان برای مردم ، مومنین و متدینین جامعه و به خصوص جوانان، چیز تازه ، جدید و عجیبی نیست. در واقع در حسن نیت و دغدغه مند بودن این خطیب بابصیرت شکی نمیتوان داشت. چه بسا بنده که چندین سال در شهرمقدس قم پای سخنان ایشان نشسته ام، همواره شاهد انتقاد و اعتراض ایشان نسبت به وجود برخی مسائل انحرافات فکری و اخلاقی جوانان در شهرهای بزرگ کشور مانند تهران و کرج و حتی نسبت به شهرمقدس قم نیز بوده ام.

بدحجابی یا بی حجابی بانوان ، متاسفانه پدیده ای است که کم و بیش در هر شهر و دیاری در کشورمان وجود دارد و قبول نکردن این مسئله مانند روز روشنی است که به دروغ گفته شود شب است. البته ممکن است این ناهنجاری اجتماعی در یک شهرمذهبی بسیار کمتر باشد و در استانهای شمالی کشور به دلایل مختلف(مانند توریستی بودن و وجود اماکن گردشگری، طبیعی و تفریحی) بسیار بیشترشده باشد.

پس طبیعتا استانهای شمالی به خصوص گیلان، باید مراقبت بیشتری را در مورد حفظ فرهنگ حجاب و عفاف در سطح استان لحاظ نمایند، تا این مسئله موجب پیدایش بحرانها و چالش های فرهنگی دیگر نشود.

باتوجه به جایگاه حجت الاسلام رفیعی به عنوان یک روحانی و مبلغ دینی برجسته، داشتن چنین دغدغه خاطری طبیعی و کاملا به جا به نظر می رسد و از این منظر نمیتوان به نگرانی و آسیب شناسی اجتماعی و فرهنگی وی خرده گرفت. چرا که یکی از رسالتهای مهم یک مبلغ دینی در جامعه ی اسلامی هشدار و تذکر در مورد انحرافات فکری و فرهنگی در آن جامعه است و اگر قرار باشد روحانیون و علما دهان و چشمان خود را نسبت به چنین مسائل ومعظلاتی ببندند، پس اساسا فلسفه این همه سال ها تحصیل در حوزه های علمیه و تحقیق و پژوهش علما و روحانیت معزز در رابطه با آسیب شناسی انحرافات اخلاقی و رفتاری برای چه بوده و به دنبال چه هدفی بوده اند؟! 

آیا امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین وظایف مسلمین نیست؟ روحانیت و مبلغین دینی که جای خود دارند.

حضرت امام خمینی با توجه به نقش تربیتی و آموزشی روحانیون نسبت به مردم در جامعه اسلامی بیان می دارند: «کنار رفتن روحانیت را از صحنه، مساوی با صدمه دیدن انقلاب میدانم.»(صحیفه امام، ج۱۵،ص ۳۲۹-۳۲۸.)

بنابراین بسیار بعید به نظر می رسد که جناب حجت الاسلام رفیعی خصومتی با مردم شریف گیلان داشته باشند و یقینا انتقاد ایشان در چارچوب وظایف دینی و شرعی وی بوده و از این بعد و جهت بیان و مطرح شده اند.

اما بدنیست در اینجا اشاره ای به متن سخنان برخی منتقدین نیز نماییم؛

یکی از منتقدین که از جمله ی آنها نماینده ی مردم رشت در مجلس شورای اسلامی نیز میباشد دربیانیه تند و تیز خود به نکاتی چون ۸۰۰۰ شهید استان گیلان در دفاع مقدس، اعلام جرم دادستانی و دادگستری گیلان علیه حجت الاسلام رفیعی، حضور مردم گیلان درحماسه ۸دی سال ۸۸ و مواردی از این قبیل اشاره نموده است و مسائلی چون رشادتهای شهدا، افتخارات و فداکاری های مردم گیلان را مطرح نموده اند که در این باره جای تامل و البته بررسی و تحلیل دارد.

ابتدا از این دوستان مسئول باید پرسید آیا معضل بدحجابی و بد پوششی را در گیلان و به خصوص در شهر رشت قبول دارند یا نه؟

اگر قبول ندارند همین الان یک سری به خیابانهایی چون شهرداری، گلسار، شهید مطهری و… بزنند تا خوب با موارد عینی آن روبرو شده و متوجه این مسئله بشوند.

وضعیت بغرنج بدپوششی و قبح شکنی آن در جامعه، در بسیاری از شهرهای کشور فراگیر شده ولی از آنجا که ما در استان گیلان زندگی میکنیم بنابراین طبیعی است که این مسئله برای ما حساسیت بیشتر و سپس مسئولیت بیشتری را متوجه ما در استان گیلان نماید.

نماینده ی مجلسی که میگوید گیلان ۸۰۰۰ شهید تقدیم انقلاب نموده و با این وسیله میخواهد سخنان حجت الاسلام رفیعی را در خصوص معضل بدحجابی زیر سوال ببرد، چرا جواب نمیدهد که چرا استانی که ۸۰۰۰ شهید بزرگوار در راه اسلام و انقلاب تقدیم نموده، باید در چنین وضع نامطلوب و نابه سامان بی حجابی و بدحجابی به سربرد؟

و آیا وضعیت پوشش برخی بانوان در سطح شهر، زیبنده ی استانی که ۸۰۰۰ شهید گلگون کفن تقدیم میهن اسلامی نموده میباشد؟

آیا آقایان مسئول تاکنون نگاهی به وصیت نامه همین شهدا انداخته اند؟

به نظراین نماینده ی محترم آیا روح شهدا از این وضعیت بدحجابی و بدپوششی گیلان، در آزار و رنج قرار نمیگیرد؟

کسانی که مسئولیت بنیاد شهید استان گیلان را در کارنامه ی خود دارند، در آن دنیا اگر شهدا از آنها سوال کنند “آیا به وصیت ما در مورد حجاب عمل نمودید”؟ جواب شهدا را چه خواهند داد؟

آیا خانواده شهدای مدافع حرم چنین وضع نابه سامان بد لباسی برخی بانوان را در اماکن عمومی شهر می پسندند؟

به نظر این نماینده ی محترم، آیا خانواده ی شهدای۸۰۰۰ شهید عزیزی که بدان اشاره نموده اند از این وضع بی بندوباری و بدحجابی در سطح برخی خیابانهای شهر رشت راضی هستند؟

اصلا این شهدا برای چه و به امید چه رفتند؟ به امید فراگیر شدن فساد و بی بندوباری در شهرها و سکوت مسئولین و روحانیون و نمایندگان مجلس؟

مگرشهدا در وصیت نامه هایشان نفرموده اند که :”خواهرم، محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادر سیاهتان و تقوایتان می کشید”. «شهید عبدا… محمودی»

مگر شهدا نگفته اند که: “«به پهلوی شکسته فاطمه(س) قسمتان می دهم که حجاب را حجاب را حجاب را، رعایت کنید»”.« شهید علی رضاییان»

آیا هشدار ندادند: «شما خواهرانم و مادرانم: “حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند” »«شهیدحمید رستمی»

-آیا ننوشته اند که :« از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است. «شهید علی روحی نجفی»

مگر توصیه نکردند: «خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من.»«شهید محمدحسن جعفرزاده»

مگر سفارش نکردند که: «توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند.» «شهید آبیاران»

جناب نماینده و دیگر مسئولین استان و نیروی انتظامی استان به جای پاسخگویی به این مسئله که در این سالهای مدید چه اقدامی در راستای احیای فرهنگ عفاف و حجاب و جلوگیری از پدیده ی زشت بی بندوباری و بی حجابی در استان گیلان نموده اند، جای متهم و مدعی را عوض نموده که چرا جناب رفیعی در این خصوص انتقادی نموده اند و به مردم رشت توهین نموده اند! سیاسی بازی و نان به نرخ روز خوردن تا کجا؟!

اینکه اکثریت مردم گیلان مردمی ولایتمدار و مومن و متعهد هستند و هزاران شهید تقدیم انقلاب و وطن نموده اند شکی درآن نیست ولی آیا این امر میتواند مجوزی باشد برای عده ای که با بدحجابی و بی حجابی خود ، خون شهدا را پایمال کرده و با آبروی شهدا و افتخارات گیلان بازی نمایند؟ شهدایی که هزاران بار در وصایای خود به حفظ حجاب و پوشش به مردم و مسئولین سفارش و تذکرداده اند.

در واقع باید گفت وجود انسانهای وارسته ای چون میرزا کوچک خان، آیت الله بهجت و ۸۰۰۰ شهید گیلان و… وظیفه ی مردم و مسئولیت مسئولین استان را در امر حجاب و پوشش اسلامی بسیار سنگین تر می نماید چرا که دیگر صحبت با آبروی افرادی است که تنها متعلق به گیلان نیستند و تعهد مردم و مسئولین چنین شهری با این افتخارات، بسیار سنگین تراز مناطق دیگر است و برای حفظ و آبروی شهر و استان باید غیرت و تعصب بیشتری به خرج دهند. البته نباید در اینجا از انسانهای فرهیخته، مومن و متعهد گیلان که بخش اعظمی از مردم گیلان را همین قشر متدین و با بصیرت تشکیل می دهند غافل ماند و بدپوششی و بی بندو باری عده ای را در خیابانها و اماکن عمومی گیلان ، به کل مردم گیلان نسبت داد.

به نظر می رسد اگر قرار باشد از سوی دادستانی و دادگستری علیه کسی اعلان جرم شود، باید علیه کسانی اعلان جرم شود که وضعیت فرهنگی استان را رها نموده و تنها به دنبال بحث های انتخاباتی و سیاسی خود هستند.

از این نماینده ی محترم باید پرسید که جنابعالی در این چهارسال گذشته چه گامی برای عمل به وصایای شهدا در مورد بهبود وضع حجاب و پوشش استان برداشته اید؟

کیست که نداند امروز وضع حجاب و بدپوششی در کشور و همچنین دربرخی نقاط گیلان تاسف بار و مایه ی سرافکندگی است؟

آیا بهتر نیست به جای هوچی گری و مغلطه بافی، به عنوان نماینده ی مردم گیلان در مجلس، فکری به حال اوضاع وخیم فرهنگی و ناهنجاری های اجتماعی آن کنید؟

آیا اصلا تاکنون در دوران نمایندگی و مسئولیتتان در جهت رفع معضل بدحجابی کار مثبتی هم انجام داده اید؟

کسانی که مسئولیت بنیاد شهید استان گیلان را در کارنامه ی خود دارند، در آن دنیا اگر شهدا سوال کنند آیا به وصیت ما در مورد حجاب عمل نمودید، جواب شهدا را چه خواهند داد؟

جا دارد مسئولین، نیروی انتظامی، نمایندگان و سکانداران مناصب فرهنگی و پرورشی استان، گزارشی از عملکرد خود در خصوص احیای فرهنگ حجاب و پوشش و جلوگیری از بدپوششی و بی حجابی تهیه نمایند و تقدیم رسانه ها کنند تا سهم واقعی افراد و نهادها در این باره مشخص و آشکار شود، البته اگر عملکردی وجود داشته باشد!

مسئله دیگر اشاره این نماینده به سواحل گیلان است که خطاب به حجت الاسلام رفیعی گفته اند: “این طلبه بزرگوار کجا رفته بود که آن وضعیت را مشاهده کرده بود؟ آدرس‌های ایشان شبیه به رفتن در کنار دریا بود! واقعا در زمان رحلت امام (ره) ایشان به کنار دریا رفته بود”؟!

از جناب نماینده باید پرسید؛ مگر کنار دریا و ساحل، عریان و نیمه عریان و بی حجاب بودن بانوان آزاد است که گفته اند: “آدرس های ایشان شبیه رفتن به کنار دریا است”؟ یا اگر جناب نماینده ی محترم در کنار دریا و سواحل گیلان چنین صحنه هایی مشاهده نموده اند، پس چرا تاکنون اقدامی برای رفع و جلوگیری از آن انجام نداده اند؟

حضرت امام خمینی وقتی با خبر شدند که در سواحل دریا در شمال، بی بندوباری و اختلاط صورت می گیرد برآشفته شده و فرمودند:

“امروز اگر یک همچو چیزى بشود، اینها را ما تکلیفشان را معین خواهیم کرد. و دولت هم معین کرد….مگر مازندرانی ها مى گذارند یا رشتی ها مى‏گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوى‏ ها مرده‏ اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر میگذارند اینها را؟ تمدنهاى اینها این است…. بیدار باشید، خانمها بیدار باشید! آقایان بیدار باشید. مسائل شخصی خودتان را کنار بگذارید. مسائل جزئی را کنار بگذارید”( صحیفه نور،ج‏۸،ص: ۳۳۹)

ضمن اینکه جناب دکتر رفیعی به مناسبت رحلت حضرت امام خمینی(ره) و برای سخنرانی در شهرستان لنگرود به گیلان آمده بودند نه برای تفریح و گردش.

در این بین از همه تاسف بارتر، به کار بردن الفاظ و کنایه های تند و تیز و غیر مودبانه برخی مسئولین گیلان نسبت به این روحانی انقلابی، وارسته و بابصیرت است.

کسانی که خود را عالم دهر میدانند و از گاو مش حسن گرفته تا مبحث فقهی و تخصصی ربا و بانکداری اسلامی، به نظریه پردازی های ناقص و غیر تخصصی و من درآوردی روی می آورند، کاش در حیطه اختیارات فقها و روحانیت معزز دخالتهای بیجا ننمایند و این جمله ی حضرت امام خمینی (ره) را به یاد داشته باشند که فرموده بودند: ” اسلام منهای روحانیت خیانت است. می‏خواهند اسلام را ببرند، اول روحانیت را می‏برند…من به شما نصیحت می کنم که مسیر خودتان را از اسلام جدا نکنید، مسیر خودتان را از روحانیت جدا نکنید، این قدرت الهی را، این قدرت روحانیت که یک قدرت الهی است را از دست ندهید، اگر این قدرت از دست برود شما هیچ خواهید بود….خدایا تو می دانی که من برای اینکه معمم هستم از روحانیت طرفداری نمی کنم، برای اینکه می دانم این قشرند که می توانند ملت را نجات بدهند”….

حضرت امام خمینی همچنین در وصیت نامه ی سیاسی خود خطاب به جوانان کشور میگوید: “ازجوانان،دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را، فدای تجملات وعشرتها و بی بندو باری ها و حضور در مراکز فحشا که ازطرف غرب وعمال بی‌وطن به ما عرضه می‌شود نکنند”

البته از نماینده ای که طرح گشت ارشاد نیروی انتظامی در تهران را با حفاظت محیط بانان از جنگل و محیط زیست مقایسه میکند انتظاری بیشتر از این نمیتوان داشت!

کاش دوستان مسئول و نمایندگان محترم استان سرها را از برف بیرون آورده و توصیه و نصیحت علما را با جان و دل بپذیرند و به جای هوچی گری ، سیاسی بازی و تقاضای عذرخواهی و دادخواست و اعلان جرم علیه روحانیت معظم ، چاره ای برای برخورد با پدیده ی مسری بدحجابی و بی بندوباری اجتماعی و حفظ آبروی مردم استان شهید پرور گیلان نمایند.

همچنین به این نماینده ی محترم توصیه میکنیم که دین و دنیای خود را برای همراه نمودن برخی نظرات موقتی و زودگذر انتخاباتی به حراج نگذارند.

حسن ختام این نوشته جمله ای باشد از بیانات راه گشای حضرت آقا در دیدار با فرماندهان ناجا در سال ۸۳.

معظم له در آن دیدار بیان داشتند: «امنیت اخلاقى از مهمترین مقولاتى است که مردم به آن احتیاج دارند. ناامنى اخلاقى این است که مردم در محیط جامعه و در کوچه و خیابان نتوانند طبق اعتقادات و دین و ایمان خود آسوده و بی دغدغه حرکت کنند و با مناظرى مواجه شوند که وجدان دینى آنها را آزرده میکند؛ مردم دوست دارند وقتى جوان‏هایشان از خانه بیرون میروند و باز میگردند و با محیط اجتماعى مواجه میشوند، تأثیر اخلاقى بد روى ذهن آنها گذاشته نشود.»




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *