Search

از کورتانای هوشمند تا علاقه کشورهای در حال توسعه به همکاری؛ نگاهی به تفکرات مدیر عامل مایکروسافت

۹:۳۵ ق٫ظ

افق انزلی: پس از اینکه در سال ۲۰۱۴ «ساتیا نادلا» به عنوان مدیر  عامل مایکروسافت منصوب شد، شرکت ساکن ردموند تغییر شکل داد و اکنون با چند سال پیش خود تفاوت های بسیاری دارد.

اگرچه ویندوز هنوز برای این شرکت بسیار با اهمیت است اما دیگر نمی توان گفت تنها پلتفرمی به شمار می رود که برای مایکروسافت اهمیت ویژه دارد. این شرکت اکنون اپ های بسیاری را برای سیستم عامل های iOS و اندروید توسعه می دهد. پشتیبانی مایکروسافت اکنون حتی به Linux هم رسیده؛ سیستم عاملی که مدیر عامل قبلی همین شرکت آن را به سرطان تشبیه کرده بود.

دیگر خبری از مشکلات داخلی در مایکروسافت و اخراج های ناگهانی نیست اما شاید بتوان مهم ترین کار نادلا را، در آغوش کشیدن پردازش کامپیوتری ابری دانست. اکنون مایکروسافت در جایگاهی قرار گرفته که پس از آمازون، بیشترین مشتریان را در باب فضای ابری دارد و در مقام دوم ایستاده است.

وب سایت BusinessInsider مصاحبه ای را با مدیر عامل مایکروسافت ترتیب داده و در مورد مسائل مختلف با وی به صحبت نشسته است که در ادامه، متن آن را از نظر خواهید گذراند.

Matt Rosoff از بیزنس اینسایدر: هفته گذشته در کنفرانس بیلد صحبت های بسیاری در مورد چت بات ها و هوش مصنوعی شد. ایده تازه نیست؛ بیل گیتس ۱۵ سال پیش از آنها صحبت می کرد. چرا تصور می کنید اکنون زمان مناسبی برای توسعه گسترده این موارد است؟

ساتیا نادلا: آنچه این روزها بیش از همه در دسترس کاربران قرار دارد و به ما اجازه می دهد از آن بهره گیریم، قدرت پردازش کامپیوتری است. ما داده های بسیاری از کاربران در دست داریم و آنها را به شکل مداوم آنالیز می کنیم. اطلاعاتی در مورد شما داریم، علاقه مندی های تان، درباره شرکتی که در آن کار می کنید و … همه اینها را به شکل مداوم مورد بررسی و آنالیز قرار می دهیم؛ امری که به قدرت پردازش کامپیوتری بسیار بالایی نیازمند است. به همین دلیل پردازش ابری برای مان اهمیت ویژه ای دارد.

شما همچنین به پردازش ابری نیاز دارید تا بتوانید تجربه کاربری مشابهی را در همه گجت ها به ارمغان آورید، نه فقط در کامپیوتری که روی میز قرار می دهید. محصولات طیف بسیار گسترده ای دارند؛ از سنسورهای کوچک گرفته تا HoloLens.

می توانید یک مثال بزنید و به من نشان دهید که چرا باید در مورد پردازش ابری هیجان زده باشم و چت بات های هوشمند چگونه می خواهند به من کمک کنند؟ 

rtx1bhp5-1-w700

کورتانا را در نظر بگیر. حقیقت این است که یک دستیار مجازی دارید که به خوبی شما را می شناسد، عادات تان را می داند، با توجه به مسائل امنیتی، می رود و اطلاعات شما را کندوکاو می کند تا بتواند بهتر به شما خدمت کند. توجه کنید که مسئله در مورد یک سیستم عامل نیست. ما دیگر چنین باوری نداریم. این دستیار مجازی در همه سیستم عامل ها قابل دسترسی است.

برای مثال من جلسه ای دارم و دیرم شده است؛ دستیار مجازی این را می فهمد. به شکل خودکار و از طرف من، زمان بندی را جلسه را کمی تغییر می دهد و یا دیر رسیدنم را به شخص مقابل اطلاع می دهد. قرار نیست هم پشت فرمان برای رسیدن به جلسه باشم، و هم خودم به شخص پیام دهم. این یک مثال عملی اش است.

«مسئله به یک سیستم عامل محدود نمی شود؛ ما دیگر چنین باوری نداریم»

کورتانا می تواند به شکل مدام ببیند در جهان چه می گذرد. من هر روز صبح، اولین کاری که انجام می دهم این است که به سراغش می روم و رویدادهای مهم را چک می کنم؛ از خبرهای مهم گرفته تا قرار ملاقات هایم. کورتانا بر اساس نوع قرارهای من، خبرهای مرتبط را نیز نشانم می دهد.

هر روز پس از ساعت کاری زمانی که می خواهم به خانه برگردم، اگر بخواهم ترافیک را چک کنم، خیلی ساده به او می گویم: «کورتانا، ترافیک تا خانه چطور است». او دستیار من است و می داند خانه ام کجاست. این ها مواردی ساده و روزمره هستند که دستیار های هوشمند و هوش مصنوعی در آنها به شما کمک خواهند کرد.

شرکت های بسیار دیگری هم چنین محصولاتی دارند؛ از فیسبوک گرفته تا گوگل و اپل. چند سالی هم هست که IBM در مورد واتسون سخن سر می دهد. پس، چرا باید مایکروسافت را برگزید؟ این شرکت چه دارد که سایرین ندارند؟ 

به تمرکزمان به عنوان یک کمپانی برمی گردم. هر زمان که شخصی از من می پرسد آیا شما یک شرکت خدمات دهنده به کاربران عادی هستید یا سازمان ها، به او می گویم ببین، ما شرکتی هستیم که هم به کاربران عادی خدمات می دهیم و هم مشتریان حرفه ای خود را داریم. قدرت ما در همین است.

کورتانا یکتاست، چرا که می تواند داده های شخصی تان را ببیند، اطلاعات مربوط به آفیس ۳۶۵ را دریافت کند، و البته در همه پلتفرم ها در دسترس باشد. هیچ شرکت دیگری،‌ دست کم تا جایی که من می شناسم، چنین رویکردی را اتخاذ نکرده و دستیار مجازی اش را در سایر پلتفرم ها قرار نداده است.

satya-nadella-w700

«هیچ شرکتی، رویکردی شبیه به ما ندارد»

اکنون هیچکس در مورد بات های قدرتمندی که می توان از طریق پردازش ابری آنها را ساخت صحبت نمی کند. بات ها می توانند با انسان ها به مکالمه بپردازند و این نیازمند درک بسیار بالایی است. ما APIهای انجام چنین کاری را در پلتفرم ابری خود، آژور، افزوده ایم. حالا می توانید برای Slack یک بات بسازید. همچنین برای Line یا حتی فیسبوک. دقیقا نمی دانیم فیسبوک چه می کند اما در هر صورت داده های شما محفوظ و مستقل خواهند بود.

بات های خودمان را هم داریم، نظیر ربات اسکایپ. در نتیجه نوع نگرش ما بسیار متفاوت از شرکت های دیگری است که صرفا به پلتفرم خودشان توجه می کنند.

گویا معنای «پلتفرم» برای مایکروسافت تفاوت های گسترده ای دارد. زمانی که ابتدا کلمه پلتفرم به گوشم رسید، به سیستم عامل فکر می کردم. اما حال به نظر می رسد که پلتفرم، در واقع یک عملکرد دیجیتالی است، بدون اینکه سیستم عامل مهم باشد. 

درست است.

به نظر می رسد این موضوع با خرید های مایکروسافت هم گره خورده. برای مثال خرید شرکت «Xamarin»؛ استارتاپی که می تواند به توسعه دهندگان ویندوز کمک کند ساده تر برای اندروید و iOS اپ بنویسند. این استراتژی را توضیح دهید. 

یکی از مواردی که زیاد به آن فکر می کنم، این است که ما در حال توسعه چه تکنولوژی هایی هستیم. و نتیجه ای که از انجام شدن یک کار می گیریم چیست.

در خصوص Xamarin و Visual Studio، قرار است یک کار را به شکل مستقیم به سرانجام برسانیم. می خواهیم توسعه دهندگان خود را توانمند سازیم تا قادر به توسعه هر اپلیکشنی باشند. توسعه دهندگانی داریم که از Visual Studio، .NET و #C بهره می گیرند و از آنها برای نوشتن اپلیکیشن های موبایلی استفاده می کنند. این اصلا کار ساده ای نیست و من درد آنها را حس می کنم.

حالا بهترین ابزارها را در اختیار داریم و آنها را در ویندوز، در اختیار همین افراد قرار می دهیم. اکنون در این سیستم عامل ابزارهایی وجود دارد که توسعه دهنده می تواند کلاینت های بومی برای اندروید، ویندوز و iOS توسعه دهد.

چرا در نطق اصلی بیلد، زیاد در مورد سیستم عامل خود مایکروسافت صحبت نشد؟ با دنبال کردن پلتفرم های موبایلی، چه عاید شرکت شما می شود؟

ابتدا باید بگویم که من به ویندوز در دستگاه های مختلف به شکل متفاوت نگاه نمی کنم. ما اکنون یک ویندوز داریم. ویندوزی که دستگاه هایی با ابعاد مختلف کار می کند. این در حالیست که توسعه دهنده با یک سیستم عامل رو به روست و می خواهد صرفا برای همان سیستم عامل برنامه بنویسد.

«شاید بعدا سازندگان موبایل از ما پیروی کنند؛ اپل هم اکنون محصولی مشابه با سرفس دارد»

در مورد موبایل ها، باید بگویم که تمایز و ویژگی خاص تلفن های همراه ما، قابلیت Continuum در آنهاست. شاید بعدا سایرین از ما پیروی کنند. دقیقا مانند اتفاقی که برای سرفس افتاد. سه سال پیش همه می گفتند دستگاه دو در یک دیگر چیست؟ امروز حتی اپل هم آنها را می فروشد. در آینده مردم موبایل های بیشتری را خواهند دید که به این قابلیت مجهز هستند. کشورهای در حال توسعه را در نظر بگیرید. هند کشوری است که در آن، تلفن های هوشمند بر کامپیوترهای شخصی برتری دارند. اما در آینده اینطور نخواهد بود و بعید می دانم تنها موبایل ها در این کشور مهم باقی بمانند.

در این میان انجام منطقی ترین کار چیست؟ من می گویم ساخت موبایلی مجهز به ویژگی Continuum. دستگاهی که بتوانید به راحتی، تبدیل به یک کامپیوتر هم بشود.

شرکت هایی نظیر Netflix، Intuit و Juniper اکنون به شکل ۱۰۰ درصد در قالب پردازش و فضای ابری مدیریت می شوند. تا ده سال آینده تصور می کنید که چه تعداد شرکت بخواهند داده هایشان را به فضای ابری منتقل کنند؟ 

satya-nadella-office-ipad-launch-100259527-orig-w700

من تصور نمی کنم که مقصد نهایی همه شرکت ها، فضای ابری باشد. اکنون پردازش کامپیوتری در بخش های مختلفی تقسیم شده و این گسستگی در آینده نیز وجود خواهد داشت. اکنون تنها راه جدیدی پدید آمده که توسط آن، بتوانیم پردازش کامپیوتری را داشته باشیم، فایل ها را ذخیره کنیم و شبکه ای یکتا ایجاد کنیم.

در این میان چند ابرشرکت خدمات دهنده وجود دارند -ما قطعا یکی از آنها هستیم- که به کاربران چنین دسترسی را می دهند و مردم در کنار برخی شرکت ها هم از آن استفاده خواهند کرد.

اما باید به سوی دیگر ماجرا هم نگریست. اتفاقی که در حال رخ دادن در دنیای اینترنت اشیا یا IoT است. می دانید، در آینده یک خودرو قرار است شبیه به یک مرکز داده باشد. باید در خودروهای آینده پردازنده مرکزی (CPU) و پردازشگر گرافیکی (GPU) وجود داشته باشد چرا که این نوع اتومبیل ها قرار است ببینند و تعامل داشته باشند.

شاید مثالی که می زنم چندان هم به جا نباشد، اما توجه کنید که تکنولوژی یک خودروی هوشمند بر بستر فضای ابری خواهد بود. قرار نیست همه پردازش کامپیوتری مورد نیاز خودرو در ابرها انجام شود اما در هر صورت بخشی از آن به Cloud سپرده خواهد شد.

به سرورها نگاه کنید، SQL در بطن پلتفرم ابری آژور جای گرفته است. Azure Stack ابزار دیگر ماست که شاید اکنون سازمان هایی که از آژور استفاده می کنند، به آن نیاز نداشته باشند اما برای مدیریت اینترنت اشیا توسعه یافته است.

در امر مدیریت فضای ابری، ابداعات بسیار جالبی از سوی شما معرفی شده اند. اما به نظر می رسد سیاست اعطای مجورزهای نرم افزاری تغییری نداشته است. 

satya-nadella-going-to-china-w700

«در آینده اصلا چنین نخواهد بود که ما سرویسی را بفروشیم و سپس فراموش کنیم که روزی آن را توسعه داده ایم»

تلاش ما ارتباط مستقیمی با احترام به مشتری دارد. نحوه فروش و نحوه احترام گذاری به مشتری اخیرا برای ما کاملا تغییر کرده است. امروز زمانی که یک شرکت با مایکروسافت توافقنامه ای امضا می کند، تنها کاری که باید انجام دهد استفاده از سرویس های ما نظیر آفیس، آفیس ۳۶۵ یا آژور است. اعطای مجوزهای نرم افزاری همچنان بخش مهمی از کسب و کار ما خواهد بود، چرا که نیاز به آن وجود دارد. اما تلاش می کنیم کم کم کاربران را سوی استفاده از سرویس های اشتراکی ترغیب کنیم. سپس کم کم آنها را به سمت فضای ابری می بریم.

در آینده اصلا چنین نخواهد بود که ما سرویسی را بفروشیم و سپس فراموش کنیم که روزی آن را توسعه داده ایم. تمرکز ما بر این مسائل واقعا بیشتر شده است. اکنون شاخص رشد، اهمیت بسیار بیشتری از کسب درآمد برای ما دارد.

در نتیجه می توانم بگویم که راه و روش فروش را بیش از اندازه تغییر داده ایم. نیروهای متخصص بسیاری را هم در برابر مشتریان خود قرار می دهیم تا با آنها تعامل کنند. این کار را برای مشتریان تجاری و سازمانی خود نیز انجام خواهیم داد. این ها همه دگرگونی هایی هستند که در آینده بیشتر هم در موردشان صحبت خواهیم کرد.

من اخیرا در هند حضور داشتم. به دهلی نو رفته بودم. برایم متعجب کننده بود که هند، تا چه حد در زمینه IT پیشرفت داشته. اکنون ولی حس کردم بیشتر مردم به حال و هوای کارآفرینی هم دست پیدا کرده اند. تصور می کنید برای اینکه چنین حس و حالی در هند و سایر کشورهای در حال توسعه باقی بماند، چه اقداماتی باید انجام شود؟ 

من اخیرا در ترکیه بودم. پیش از آن هم به آمریکای لاتین، شیلی و برزیل رفته بودم. حتی در مصر هم عده ای کارآفرین دیدم که اقداماتی عالی انجام داده بودند. پیش خود پرسیدم که این افراد اکنون قادر به انجام چه کارهایی هستند؟

اخیرا دو دیتا سنتر در کشور هند افتتاح کرده ایم تا به نیازهای کارآفرینان آنجا پاسخ گفته و به آنها کمک کنیم تا کمپانی های خود را تاسیس کنند. قرار نیست صرفا شرکت های بزرگ از آن بهره گیرند. می خواهیم این قابلیت ها را در اختیار کسب و کارهای کوچک تر نیز قرار دهیم.

حال همین شرکت ها به سادگی می توانند اشتراک آفیس ۳۶۵ تهیه کرده و یا به سراغ پلتفرم ابری Azure بروند. این ها امتیاز هایی است که در اختیار کسب و کارهای کوچک هند قرار گرفته. از اینجا به بعد، همه چیز بستگی به تلاش و استعداد نیروهای محلی دارد، و این موردی است که فکر می کنم برای همه جهان جذابیت داشته باشد.

آیا مایکروسافت در پی ایجاد همکاری های مستقیم در سایر کشورهای در حال توسعه است؟

nadella-mumbai-w700

«شخص ایرانی در ایمیل خود گفته بود که شدیدا به حضور شما در اینجا نیاز داریم»

اخیرا اقدامات زیادی انجام داده ایم. چند روز پیش ایمیل هایم را چک می کردم که دیدم شخصی از کشور کوبا به من ایمیل زده و می گوید که فروشنده ویندوز در آنجاست. وی نوشته بود که در آن کشور کاربران زیادی وجود دارند که از ویندوز استفاده می کنند. سرورهای بسیاری بر بستر ویندوز مشغول به کارند و می خواهم با شما همکاری مستقیم داشته باشم. به محض اینکه روابط با ایران بهبود یافت، ایمیل مشابهی از این کشور دریافت کردم. ایران کشوری است که کاربرانش به طور کامل از ویندوز استفاده می کنند، مخصوصا که آفیس هم در بخش اداری آن همواره مورد استفاده بوده. شخص ایرانی در ایمیل خود نوشته بود که ما شدیدا به شما در کشور خود نیاز داریم.

به هر کشوری که سفر می کنم، همکاران محلی و توسع دهندگان نرم افزاری را می بینم. این ها هستند که تکنولوژی های ما را تقویت می کنند. اکنون جهان، درگیر مقوله ای به نام فضای ابری است و با توجه به همین مسئله، باید با دقت بیشتری در خصوص همین کشورها و تعداد کارمندانی که قرار است در آنجا داشته باشیم، دقت کنیم.

«آنلاین کردن مردم در کشورهای در حال توسعه، با بالون هوا کردن محقق نمی شود، باید استارتاپ های محلی را تقویت کرد»

از سوی دیگر، بیایید به مبحث توانمند سازی نوع اتصال به اینترنت بپردازیم. دیدگاه من نسبت به بهبود شرایط اتصال مردم به اینترنت، این نیست که در مرزهای هوایی سایر کشورها بالون هوا کنم. تصور می کنم اینکه بتوانیم نیروهای محلی را توانمند کنیم تا قادر به ارائه راهکارهایی برای اینترنت پر سرعت باشند، اقدام بسیار هوشمندانه تری است. به طور کلی ما می خواهیم به کارآفرینان محلی این قدرت را بدهیم که خودشان، مشکلات شان را حل کنند نه این که در انتظار یک ابرشرکت بمانند تا بیاید و این کارها را برای شان انجام دهد. از نظر من این راهکار بهتری برای متصل کردن افراد بیشتری به شبکه جهانی اینترنت است.

می خواهم در مورد مطلبی متفاوت صحبت کنم. در سال های اخیر شرایط اقتصادی به گونه ای پیش رفته که شرکت ها بیشتر مجبور به خدمات دادن به سهام داران خود بوده اند. شرایط مایکروسافت در این میان چگونه است؟ جدا از سهام دارانش، چه خدماتی را برای کارمندان و کاربران جوامع در نظر گرفته است؟ 

من قطعا تصور می کنم که ماموریت مایکروسافت، توانمندسازی هر شخص و شرکت در سراسر کره زمین است. سهام داران مهم هستند، اما اگر قرار باشد هیچ مشارکتی در رشد اقتصاد جهانی نداشته باشیم، در آینده خودمان کسب و کاری نخواهیم داشت.

«ماموریت مایکروسافت، توانمندسازی هر شخص و شرکت در سراسر کره زمین است»

ما شرکتی چند ملیتی هستیم و من زیاد به فرصت های شغلی و موقعیت هایی که از سوی ما برای یک کشور دیگر ایجاد می شود فکر می کنم و گاهی همین ها را در کنار هزینه هایی که باید پرداخت کنیم، قرار می دهم. به طور کلی تصور می کنم هر شرکتی که بخواهد صرفا به کسب درآمد و بر بالابردن چنین اعدادی تمرکز کند، تنها برای مدت کوتاهی موفق خواهد بود. این یک راهکار بلند مدت و پایدار نیست.

بزرگترین تغییر در زندگی، و سبک زندگی تان پس از اینکه تبدیل به مدیر عامل مایکروسافت شدید، چه بود؟ افراد زیادی در ایجاد تعادل میان کار و زندگی خود حیران مانده اند؛ همواره سرشان شلوغ است و همیشه در حال کار کردن هستند. راه حل شما چیست؟ قانونی دارید که آن را برای خود وضع کرده اید یا حتی امکان دارد بتوانید نکته ای را بیان کنید که به افراد در ایجاد تعادل میان کار و زندگی کمک کند؟ 

02-florida-usa-microsoft-ceo-satya-nadella-bionic-arms-w700

شاید بهتر باشد ابتدا سوال تان را اصلاح کنم. چیزی به نام ایجاد تعادل وجود ندارد. من اینگونه هارمونی را به کار و زندگی شخصی ام می آورم.

پیشتر این موضوع را در داخل مایکروسافت مطرح کرده بودم. در گذشته ی دور، با شخصی کار می کردم به نام «داگ برگام» (Doug Burgum). چند جمله به من گفته بود که سریعا در ذهنم فرو رفت: «همه ما زمان بیش از اندازه ای را صرف کار خود می کنیم؛ در واقع می کوشیم و کار بیش از اندازه می کنیم تا کارمان، تبدیل به چیزی بیشتر از کار نشود. تا معنایی بیشتر از کار پیدا نکند.»

«کاری که می کنیم باید ارزشش را داشته باشد»

اگر به مسئله دقت کنیم، من شخصا در مایکروسافت وقت بیشتری را سپری کرده ام تا در کنار فرزندانم. آنها بزرگ می شوند، به دانشگاه می روند و زندگی خودشان را آغاز می کنند. پس بهتر است کاری که می کنم ارزشش را داشته باشد. در خصوص نکته ای که گفته بودید، باید بگویم که شخصا تلاش می کنم که تا جای ممکن نظم داشته باشم. زمانی که در کنار خانواده هستم، واقعا باید حضور من را درک کنند. حتی ممکن است در آخر هفته هم به شما ایمیل هایی ارسال شود که از خواندن آنها، احساس جالبی پیدا نکنید. زندگی مدرن همین است. باید تمرین کرد و اجازه نداد چنین مسائلی، بر حضور شما در کنار خانواده تاثیر داشته باشد.

من افرادی را می بینم که دور میز شام در کنار خانواده هایشان هستند و در حال کار با موبایل خود شام می خورند. این از نظر من یک تراژدی است. راستش، صادقانه بخواهم بگویم، ما حتی از نظر نرم افزاری به دنبال راهکاری برای حل این مسئله ایم. باید ببینیم مشکلات اینچنینی را چگونه می توان حل کرد و چه کمکی از دست ما بر می آید.

خیلی اوقات دریافت اطلاعات باعث بالا رفتن ضریب اضطراب در ما می شود. همه این موضوع را تجربه کرده ایم. کاملا هم طبیعی است. پس چگونه می توانیم کمک کنیم تا افراد در کنار هم حضور گرم تری داشته باشند؟/دیجیاتو




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *