Search

شهردار انزلی این ها را ببیند! / چه تعریفی از زیبایی شهری دارید؟

۷:۵۸ ب٫ظ

به گزارش پایگاه خبری افق انزلی در این روزها شاهد المانهای متفاوتی هستیم بخاطر همین موضوع بحث را با المانهای شهری آغاز میکنیم.

المان یا نماد شهری ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگی های درونی احجام و اشکال هندسی – صفحات قائم یا منحنی– اجزائ سازه ای – کابلها – پوترها و فریم ها و به طور کلی هر آنچه میتواند جنبه ی تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده میشود…. و قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیباست به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه ی مورد نظر میگردد. در واقع جزو شاخصه های شهری میگردد….به گونه ای که ذهن با برده شدن نام منطقه ی مذبور ناخودآگاه به دنبال شاخصه ها و ویژگی های خاص آن منطقه المان مورد نظر را در خود تصویر سازی خواهد کرد.

این خصوصیت به ویژه برای توریستها و کسانیکه کمتر به منطقه ی مورد نظر رفت و آمد میکنند اهمیت دارد چرا که در مسیر یابی و آدرس دهی صحیح برای پیدا نمودن یک منطقه ی خاص شهری مشخصه و نماد خاص آن منطقه اهمیت دارد….. این نماد در شناخت منطقه اهمیت دارد و چه بسا برگرفته از اتفاق یا تاریخچه ای خاص در محل مورد نظر باشد و به نکته ای خاص در آن محل اشاره کند و با تاریخچه ای عجین باشد….به گونه ای یکی از اهداف المانها میتواند اطلاع رسانی و معرفی منطقه ای خاص به لحاظ تاریخی – جغرافیایی – فرهنگی و ویژگی های خاص مردم آن منطقه بوده و یا به اتفاق یا رویداد خاصی در منطقه ی مزبور اشاره کند که همه ی اینها در برقراری ارتباط بهتر مخاطبین و کسانیکه به محل رفت و آمد دارند با منطقه ی مورد نظر موثر است.

چه بسا خود همین نماد  پس از مدتی به یک اثر تاریخی و ماندگار تبدیل گردد و آوازه ی آن در شهرهای دیگر بپیچد. نمونه های بسیاری از این نوع المانها وجود دارد…. به این گونه سازه ها بنای یادبود یا اصطلاحا مانیومنت manumental structures  نیزگفته میشود.

اما ویژگی دیگر اینگونه نماد ها ایجاد یک فضای زیبا و یک اتمسفر هنری در سطح شهر ها میباشد که قسمتهای مختلف شهر ها را از حالت یکنواختی و تکراری شدن خارج مینماید….به هر بخش از شهر یک هویت و ویژگی خاص میبخشد…..در کالبد شهر روح زندگی میدمد و مهمتر از همه اینها به محیط های شهری مقیاس زیستی و انسانی می بخشد…..در فضایی که با هنر عجین شده انسان راحت تر نفس میکشد چرا که هنر در خون هر انسان است و ناخودآگاه جذب عظمت و زیبایی میشود.

 

المان با مجسمه تفاوت دارد

متاسفانه سوء برداشتها و سوء مدیریتها و تا حدی نیز عدم اطلاع و آگاهی کافی از این دو مقوله سبب شده که متولیان شهرسازی و معماری ما در سطح شهرها خیلی سبک و پیش پا افتاده با مسئله ی فوق برخورد کنند و به قولی با قرار دادن چند مجسمه با نام میادین اصلی سر و ته قضیه را به گونه ای به هم بیاورند….! مجسمه هایی که بدون اینکه هیچگونه فکر و جاذبه ای در شخص ایجاد کنند مستقیما منظور خود را بیان میکنند و در نتیجه حتی برای لحظه ای نیز نمیتوانند نگاه مخاطب را روی خود حفظ نمایند و طبعا نمیتوانند در دراز مدت اثری ماندگار و جزو ویژگی های منطقه به حساب آیند.

تفاوت اصلی مجسمه با المان در نگاه انتزاعی و غیر مستقیم المانهاست به یک موضوع! نگاهی که ذهن انسان را بعنوان یک موجود متفکردرگیر خود میکند….لقمه ای آماده نیست که در دهان انسان گذارده شود! فکر و اندیشه و تامل انسان را در برخود  با خود میطلبد…. در حرکت انسان مکث و تامل ایجاد میکند و همین ویژگی باعث ماندگاری آن میشود چرا که آنچه موجب درگیری ذهن شود در اذهان باقی میماند….. اما مجسمه خیلی پیش پا افتاده و به قول معروف شسته رفته گویی لقمه ای آماده را در دهان فرد  یگذارد و مفهوم را مستقیما به وی عرضه میدارد…..در گیری فرد با موضوع به سطح نزول میکند و در چنین حالی و از چنین اثری نمیتوان انتظار ماندگار شدن و اثر گذاری در ذهن را داشت…. علاوه بر این مجسمه پیکره ایست تراشیده شده از سنگ یا یک نوع از مصالح خاص….معممولا تنوع خاصی ندارد و کالبدی یکنواخت است در صورتیکه المانها چه به لحاظ فرمها وئ آرایه های به کار رفته و حتی چه به لحاظ مصالح و رنگها و تزئینات معمارانه میتوانند سرشار از تنوع و زیبایی باشند… المان یک ترکیب معمارانه است چرا که در آن از هندسه و ویژگی های درونی اشکال و احجام استفاده میشود در صورتیکه هنر پیکره سازی و مجسمه سازی مقوله ی دیگریست که مستقیما در این گروه طبقه بندی نمیشود …. اما در برخی موارد ما مجبوریم برای نشان دادن مکانی خاص از مجسمه استفاده کنیم مثلا مکانهایی که به نام شخصیتی خاص معرفی شده اند و هدف نشان دادن چهره یا پیکره ی شخصیتی خاص میباشد…. این شخصیت را نمیتوان با خط و صفحه نشان داد! اما در اکثر موارد برای نشان دادن مفاهیم و موضوعات و بویژه آنچه که اصولا شکل خاصی ندارد و صرفا مفهومی را بیان میکند استفاده از آرایه ها و المانها ضروری است…..

نمونه ای از کارهای فاقد خلاقیت و نوآوری در شهر

 

المانهای شهری نمادهایی هستند که در عین بی جانی ، طراوت و جان ویژه ای به فضای شهری می دهند. این نمادها اگر به درستی طراحی شوند ، روحیه انسان را تقویت و اگر به درستی نباشند روحیه انسان را تضعیف می کند.

طبق نظر کارشناسان به هر میزان هنر شهری در شهرها بیشتر باشد به همان میزان شاهد ارتقای کیفیت زندگی انسانها خواهیم بود و بسیاری از مشکلات و دغدغه های روزمره و فکری خانواده ها رفع خواهد شد. اگر به هنر شهری بیش از گذشته توجه شده و فضای آرام و مناسب شهری توسط شهرداری ها ایجاد شود، زندگی شهروندان بر اساس تعامل و به دور از تنش خواهد بود و در گسترش فرهنگ شهروندی موثر است.نصب المانهای شهری و کمک گرفتن از ابزارهایی نظیر نور و رنگ در تزیین شهرها از عوامل مهمی برای ایجاد محیط سالم و با نشاط زندگی برای شهروندان است.از زیر مجموعه های بهداشت ، بهداشت روانی و توسعه آن است که سطح پایین علوم در گذشته سلامتی را تنها در ارتباط با جسم انسان تامین می کرد و توجهی به سلامت روان افراد نمی شد.تامین بهداشت روانی از وظایف مهم مدیران شهری می باشد، اما نگاه غیر علمی به زیباسازی شهری و عدم مدیریت درست باعث شده شهر ما به آن بی توجه باشد و نه تنها سودی نبرد بلکه در پاره از مواقع حتی ضرر هم بکند. نصب المانها در سطح شهر در کنار آلودگی های بصری هیچ تاثیری در ارتقا سلامت روان شهروندان نخواهد داشت و مدیران شهری باید در گام اول در رفع نازیبایی ها تلاش کنند نه اینکه خود در به وجود آوردن آنها سهیم باشند.ما وقتی از خانه بیرون می رویم با کوهی از نازیبایی ها و مشکلات شهری و محیطی بر می خوریم : تابلوهای تبلیغاتی نامنظم ، سد معبرهای زیاد ، نمای بسیاری از خانه ها که به صورت وحشتناکی هم از طرحی زشت و هم مصالح نا زیبا ساخته شده اند ،انواع آلودگی های صوتی و بصری و متاسفانه پدیده وندالیسم که هم از طرف برخی شهروندان ( که باید ریشه یابی شود و در انتها به کم کاری مدیران می رسیم) و هم از طرف مسئولین انجام شده ( عکسهای تبلیغاتی کاندیدا در ادوار مختلف انتخابات که هنوز بر سر و روی دیوارها و منازل باقی مانده اند و هیچ جایی از تیر رس آنها خالی نمانده است و به طور غیر قابل وصفی احساس نازیبایی و نا امیدی را در دل هر شهروند القا میکند.) شهر زیبا علاوه بر آرامشی که می تواند به هر شهروند ارزانی دارد ، آنان را تشویق و راقب به حفظ و نگهداشت از شهر و محیط پیرامون خود می کند. یعنی یک رابطه دو طرفه بین زیبایی شهر و حفظ و نگهداشت آن توسط مردم وجود دارد.در شرایط کنونی که بسیاری از ادارات بزرگ و حتی سازمان شهرداری که مدیریت شهر را بر عهده دارد خود ایجاد نازیبایی میکند نمی توان از شهروندان و مسافرانی که در بدو ورود شاهد این نازیبایی ها هستند انتظار داشت که در حفظ و نگهداشت اندک زیبایی های باقی مانده شهرمان بکوشند.

بیاییم نگاه کلی تر به زیباسازی داشته باشیم امروزه دو واژه را زیاد شنیده و می‌شنویم شهر و زیباسازی. تعریف شهر چیست؟ چه تصویری از آینده شهرمان داریم و یا می‌خواهیم داشته باشیم؟ مکانی که عده‌ای کنار هم زندگی می کنند؟ خیابانهائی برای عبور و مرور؟ میادینی برای دور زدن؟ یا برای نصب داربست؟ نمی‌توانیم قبل از برداشتی علمی و شفاف از زیباسازی به سراغ زیرمجموعه‌های آن برویم. آنچه فرآیند زیباسازی را در شهرهای ایران دچار مشکلات اساسی کرده است، برداشتهای شخصی، غلط و کاملاً منطقه‌ای از این واژه‌های به ظاهر ساده است، بالاخره روزی باید مدیران شهری به تعریفی واحد و کارشناسانه از این لغت برسند که در طول تحویل و تحولات مدیران دچار تغییر نشود.

اما براستی رنگ‌آمیزی جوی و جدول و نظافت در و دیوار و یا نصب چند المان شهری و یا بهسازی بلوارها، تنها اجزای زیباسازیشهری‌اند؟ مسلماً خیر.

چرا درهنگام مسافرتهای خارجی به عنوان یک انسان از حرکت در شهرها لذت می‌بریم؟ چرا همه چیز همانگونه است که باید باشد؟ تفاوتی نمی‌کند از کجای این کره خاکی آمده‌ایم، چرا که نیازها از قبل پیش‌بینی شده‌اند، چرا نمی‌توانیم با موفقیت آن اقدامات را کپی‌سازی کنیم؟ برخی از صاحب‌نظران تفاوت فاحش فرهنگی را علت این امر می‌دانند، اما موضوع صرفاً این نیست. کیفیت محیط شهری دغدغه اصلی مدیران تمام  شهرها و هدف شهرداریهاست و برنامه فرهنگ‌سازی توسط شهر و بر روی شهروندان انجام می شود. در اروپا شهرها صدها سال است که فرهنگ‌سازند. فرقی نمی‌کند تخصص و تجربه‌مان چیست، آنچه بسیار مشاهده می‌شود، این است که همه به خود حق می‌دهیم که درباره مسائل هنری و زیباسازی اظهار نظر کنیم و این نظر را تحمیل نمائیم و فراموش می‌نماییم که زیباسازی نیز همانند سایر امور نیاز به تخصص دارد، اما در مورد ساخت و ساز یک پل و یا اتوبان و هزاران مورد دیگر به خود این اجازه را نمی‌دهیم. ما حق نداریم سلیقه شخصی‌مان را به مردم شهر تحمیل کنیم، همانگونه که اجازه نمی‌دهیم مردم شهر در داخل خانه‌، عقیده‌شان را به ما تحمیل نمایند.

اصلی‌ترین برنامه شهرداریها در شهرهای روبه رشد و یا مترقی ارتقاء مداوم کیفیت محیط و سیما و منظر شهر است اما در شهرهای ما، زیباسازی مقوله‌ای فرعی است که شوربختانه به آن نگاه سیاسی نیز می‌شود. شهرها در تمدن جدید محل تعامل شهر و شهروند هستند. مطالعه دقیق و برداشت مناسب در بحث کیفیت محیط شهری این اجازه را به ما می‌دهد تا دریابیم شهرها تنها محل عبور و مرور نیستند، بلکه محیط‌هایی هستند که باید با ساکنانش ارتباطی دوجانبه برقرار نمایند و در این تعامل دوسویه است که معنای شهروند تحقق می‌یابد. پروژه‌های زیباسازی می‌بایست در جهت گسترش این ارتباط حرکت کنند. این یک قانون جهانی است. اما امروزه رفتارهای فرهنگی هر منطقه در تعیین خط مشی این ارتقا تأثیرگذارند.

سالیان سال است از طرح شعارهای «شهرما، خانه ما» و «شهرداری در خدمت مردم» و شعارهایی از این دست می‌گذرد، اما کمتر شهروندانی قلباً احساس می‌کنند که شهرشان خانه‌شان است و شهرداری در خدمت آنها، با صرف هزینه‌های اطلاع‌رسانی بالا و ساخت فیلمها و انیمیشن‌های مختلف در سالهای گذشته، تازه موفق شده‌ایم بخشی از مردم را راضی کنیم تا رأس ساعت مقرر زباله‌هایشان را بیرون منزل بگذارند. ما درک نکرده‌ایم که تمامی این رفتارها در محیط‌های شهری ناشی از عدم ارتباط مناسب شهر و شهروند است، نه فرهنگ غلط مردم. شهر از دید کارشناسان و صاحبان تئوری شهرسازی در دنیا معانی متفاوتی دارد و از میانه قرن بیستم در تمام دنیا این معانی به هم نزدیک شده‌اند. شهرها محل تعامل شهروندانی‌ست که در آن زندگی می‌کنند، نه خیابانهائی برای عبور و مرور. شهرها آثار هنری بزرگی هستند که آفرینندگانی به اندازه جمعیتشان دارند. هدف زندگی شهرنشینی امروزه زندگی کلونی‌وار آدمها در کنار هم و به شیوه هزاران سال قبل نیست. هدف مطلوب شهرهای امروز ایجاد محیطی خلاق و پرورنده برای مردمی است که در آن زندگی می‌کنند. شهرهای امروز علاوه بر رفع نیازهای فیزیکی پاسخی برای نیازهای روانی، روحی و فرهنگی ساکنانشان دارند و تنها در این صورت است که شهر تجلی رفتار اجتماعی ساکنینش است و می‌توان آن را به نظم در آورد و کنترل نمود. در غیر این صورت اگر بدیهی‌ترین اصول مدیریت شهری در شهرها رعایت نشود و خرد جمعی نادیده انگاشته شود، نظمی که باید در آن به چشم  نمی‌خورد و به مرور به شهری تبدیل می‌شود که وابستگی میان شهر و شهروندانش را از دست می‌دهد. اینگونه شهرها، برای کنترل، رشد و بسط اجتماعی و…  نیاز به هزینه‌های فراوانی دارند که مسئولیت تأمین آن مستقیماً بر عهده مردم و بر دوش مدیران آن است. با گذشت زمان و ادامه چنین رفتاری، شهروندان نسبت به پیامهای اجتماعی واکنشی نشان نمی‌دهند و خیابانهای شهر از رفت‌وآمد خانواده‌ها و عبور و مرور واقعی شهرنشینی خالی می‌شود. مردم هنگامی به خیابان می‌آیند که می‌خواهند از نقطه‌ای به نقطه دیگر بروند و یا نیازی فیزیکی را برطرف نمایند. چنین محیطی مستعد بروز هرگونه آشفتگی و ناهنجاریست ، که شهر ما کم و بیش به این بیماری مبتلا شده است.  امروزه باید بپذیریم که شهر، محل زندگی مجموعه‌ای از انسانها با نیازها و سلائق مختلف است، یک خانه بزرگ که هیچکس حق ندارد سلیقه شخصی و یا سازمانیش را بر آن حاکم نماید. تنها در چنین حالتی است که می‌توان زمینه مشارکت همگانی را در کلیه فعالیتهای منطقه‌ای و ملی فراهم آورد. اکنون وقت آن فرا رسیده که ما نیز به عنوان ساکنان و یا مدیران این شهر، با نگاهی جدید به شهر آغازگر راهی باشیم برای رسیدن به شهری خلاق، پرورنده، مستعد و زیبا. شهری با رونق اقتصادی و فرهنگی که ساکنان و مسافرانش از حضور در آن احساس لذت ببرند و از هر فرصتی برای ارتباط با شهر استفاده کنند. باید بپذیریم که شهر خوب، لزوماً شهری بزرگ نیست، شهری با مسافران زیاد نیست، شهر خوب، شهری با پروژه‌های بزرگ و ساز و کارهای سنگین نیست، شهر خوب، شهری با جمعیت زیاد، ماشینهای آخرین مدل و بازارهای رنگین هم نیست. شهر خوب، شهری است که خوب می‌بیند، خوب می‌شنود، هیچکس را از یاد نمی‌برد و جای کسی در آن خالی نیست. شهرداری در بزرگترین وظیفه‌اش می‌بایست با هدایت و برقراری این نظم با تکیه بر نیرو و اندیشه کارشناسان و متخصصان خود، پایه‌های چنین محیطی را بنا نهد که امیدواریم در آینده ای نزدیک با شورای شهری متخصص و پویا به این مهم همت گمارده شود. انتظار می‌رود قبل از هر اقدامی در شهر و برای شهر به تعریف آن بیاندیشیم و به ساکنانش ارج نهیم. متاسفانه در شهر ما تغییر نابسامان در کالبد شهر و عدم طراحی شهری و عدم توجه به زیباسازی موجب شد زنده‌ بودن را با زندگی‌کردن اشتباه بگیریم. ما استقبال خواهیم کرد تا در راستای طراحی شهری و زیباسازی  به شهردار کمک کنیم. در آخر تصاویری می گذارم تا تفاوت و تاثیر روانی محیط سالم را با محیط ناسالم به دیده ببینید.

  • ریختن فاضلاب به درون آب و نمای زشت دو طرف رودخانه

  • دوسلدورف آلمان.آب تمیز و درختان زیبایی که به صورت منظم کاشته شده اند.

  • عدم طراحی شهری اصولی و چهره زشت ساختمانهای حاشیه رودخانه

و اما پیشنهادی برای شهرداری ، لطفا ! خواهشا ! حداقل به صاحبین این ساختمانها بگویید حتما نمای رو به رودخانه را رنگآمیزی کنند. هزینه رنگ آمیزی را به شهرداری پرداخت و این سازمان شروع به رنگ آمیزی به صورت نمونه پایین کند.

 

 

  • با کمترین هزینه یک نمای زشت را به نمایی زیبا تبدیل کنیم.

 

 

منبع: گیل پرس نیوز



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *