Search
دکتری مهندسی شهرسازی عنوان کرد؛

نظام مدیریتی شهرها با قوانین چهل سال قبل پیش می رود

آرین مینائی در آخرین یادداشت خود نوشت: نظام مدیریتی و برنامه‌ریزی در بعضی از شهرها کماکان منطبق بر پارادایم‌های نسل اولی پیش می‌رود که بالغ بر چهل سال از منسوخ شدن آن می‌گذرد.

۷:۳۰ ق٫ظ

به گزارش پایگاه خبری افق انزلی آرین مینائی دکتری تخصصی شهرسازی و مدرس دانشگاه در آخرین یادداشت خود نوشت:

هر چند تفکر و عَمل شهرسازی ریشه‌ای به قدمت مدنیت جامعه انسانی دارد، لیکن در جایگاه یک تخصص دانشگاهی، می‌توان عمر آن را به نیمه اول قرن بیستم و در راستای پاسخگویی به مسائل و مشکلات نوظهور و البته پیچیده شهری عنوان نمود. در یک توصیف مختصر شهرسازی را می‌توان علم، تخصص و هنرِ برنامه‌ریزی، اداره، کنترل، هدایت، مدیریت و تعادل‌بخشی در سیستم‌ها و خُردسیستم‌های متنوع شهری و با توجه به جنبۀ مکانی، فضایی و کالبدی آنها؛ در راستای حفظ منافع و مصالح عمومی شهروندان، ارتقاء کیفیت زندگی، محیطی و منظر شهری، اشاعه عدالت اجتماعی در پخش خدمات و زیرساخت‌ها و توسعۀ یکپارچه و البته پایدار شهری عنوان نمود.

با توجه به اینکه شهرها امروزه موتور توسعۀ ملی کشورها محسوب می‌گردند؛ علم شهرسازی نیز علی‌رغم قرارگیری در میان علوم فنی و مهندسی، با بهره جستن از مبانی نظریه‌پردازان عرصۀ اجتماعی و اقتصادی، جایگاهی عمیق را در جوامع پیشرفته، با نگاهی انسانی‌تر یافته است و مبانی نظری و تخصصیِ خود را نه تنها در حل نواقص پیچیدۀ شهری بلکه در کرسی استراتژیست توسعۀ همه‌جانبۀ شهری ارتقاء داده است.

در ایران نیز اهمیت علم و تخصص و البته خدمات این رشته و جامعه متخصصین آن؛ به خصوص در سال‌های اخیر از سوی نهادهای مرتبط در سطوح کلان حکومتی و کلانشهری تا حدودی درک شده است و ردپای آن عموماً در سیاستگذاری‌هایِ حیطۀ برنامه‌ریزی و ساماندهی فضایی، کالبدی، منطقه‌ای و شهری مشهود گردیده است. لیکن متأسفانه همراه با بسط حیطۀ عملکرد شهرسازی به سطوحی نازل‌تر چون نهادهای اجرایی و حکومت محلی و شهرداری‌هایِ شهرهای میانی و کوچک، شاهد نوعی خَلط در تعریف جایگاه این علم و تخصص می‌باشیم. نوعی اعوجاج علمی، فکری و ذهنی از سوی متولیان و حکمرانان محلی که سبب شده است تا گاه متخصصان فنونی چون مهندسینِ تکنولوژی ساختمان، کارتوگرافیست و یا تحلیل‌گران و محاسبه‌گران سازه‌های بتنی و فلزی را در عرصۀ کلان شهرسازیِ محلی معرفی می نمایند.

از آفات این اعوجاج فکری و علمی ساعت‌ها می‌توان سخن گفت اما به راستی چه نمودی واضح‌تر از وضع فعلیِ کالبدی و فعالیت شهری و نوع پاسخ‌گوییِ مدیریت شهری به آنها. نظام مدیریتی و برنامه‌ریزی در اینگونه شهرها کماکان منطبق بر پارادایم‌های نسل اولی پیش می‌رود که بالغ بر چهل سال از منسوخ شدن آن می‌گذرد.
علی‌رغم ذکر مطالب فوق که گاه ناامید‌کننده نیز می‌نمود باید توجه داشت که جایگاه فعلی علم و تخصص شهرسازی به هیچ‌روی قابل مقایسه با دهه‌های گذشته نیست و سیری صعودی را در جامعۀ هدف می‌پیماید. جایگاهی که در سایۀ تلاش شگرف پیشکسوتان این عرصه و همبستگی جامعۀ مهندسین شهرسازی در ایران بدست آمده است.

به عنوان پژوهشگر و معلمی کوچک در عرصه علم شهرسازی؛ روی سخنم با دانشجویان و فارغ‌التحصیلان جوان این رشته است که باید در این برهۀ حساس کوشش خود را در اعتلای علم شهرسازی و جامعۀ مهندسین شهرسازی دو چندان نماییم. بی‌شک این مهم در سایۀ ارتقاء مبانی نظری، پژوهشگری، توسعۀ فنون تکنیکی و البته مطالبه‌گری از نهادها و متولیان مرتبط با نظام شهرسازی کشور ممکن می‌شود.

در پایان یادآور می‌شوم که نهایتاً هدف آرمانیِ علم، تخصص و هنر شهرسازی؛ گذار به شهری شهروندمدار است که کرامت انسانی در تمامی جوانب آن تجلی یابد و البته چه هدفی مقدس‌تر از این…

 آرین مینائی
دکتری تخصصی شهرسازی




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *