Search

آسیبها و چالشهای انتخاب استانداران غیر بومی در دولت دوازدهم

انتخاب استانداران غیر بومی می تواند چالشهای بسیاری را برای استانهای مختلف کشور ایجاد نماید و روند رشد و توسعه آنها را به عقب بیاندازد.

۷:۲۷ ب٫ظ

به گزارش پایگاه خبری افق انزلی دولت دوازدهم در استانهای مختلف کشور استاندارانی غیر بومی را منصوب کرده است که هیچگونه قرابت وطنی با این استانها ندارند. اگرچه در آرمان جامعه اسلامی مفهوم بومی بودن به این دلیل که یک مسلمان هرکجا باشد باید دقیقا وظیفه اش را به درستی انجام دهد تقریبا به حاشیه می رود اما ما باید جامعه اسلامی آرمانی فاصله بسیاری داریم.

اما این نوع انتصابات چه آسیبهایی را برای استانهای مختلف کشور در پی دارند؟

 

عدم آشنایی باز زیر ساختها و منابع استان

این استانداران تا با فرهنگ، مشکلات و ظرفیت‌های استان‌ها آشنا شوند وقت و هزینه زیادی صرف خواهد شد و بعضا ممکن است تصمیماتی اتخاذ شود که با شرایط استان همخوانی ندارد و مشکلاتی در این زمینه ایجاد کند. بعضی از این تصمیمات نادرست نه تنها در طول یک دوره چهار ساله بلکه ممکن است بیش از اینها گریبانگیر یک استان باشد.

استاندار غیر بومی قطعا آشنایی کمتری به نسبت یک استاندار بومی با زیر ساختهای استان دارد و قطعا در مواقع بحرانی همچون سیل، برف، زلزله و … برخی استانها با چالشهای بسیاری مواجه خواهند شد.

 

کوچ افراد غیر بومی در عرصه مدیریتی استانها

با حضور استانداران غیر بومی، خیل عظیمی از کارمندان و عوامل استانداری‌ها از شهرهای دیگر به این استان‌ها کوچ می‌کنند و بدنه غیربومی کارمندان در استانداری‌ها تشکیل خواهد شد که این مسئله مشکلات بسیاری در پس خود دارد. بسیاری از این افراد غیر بومی در استانها و یا سمتهای دیگر همراه این استانداران بوده اند و در حقیقت با چنین انتصاباتی به جای چرخش مدیران کشور و استفاده از افراد جدید تر شاهد جابجایی مدیران از استانی به استان دیگر هستیم.

 

عدم تعلق و تعصب وطنی به منطقه تحت مدیریت

وجود یک مدیر غیر بومی در یک استان به دلیل عدم تعلق خاطر آن مدیر به استان تحت مدیریت می تواند او را از بسیاری از تصمیمهای مهم و حساس منصرف نماید و یک استان ها ده ها سال از توسعه عقب بیاندازد.

 

مدیریت در پرواز

در هرحال مدیر غیربومی مقیم نیست (اگرچه این مورد در خصوص مدیران آموزش و پرورش و حداقل در استان هایی که مراکز مناطق و شهرستان ها پراکندگی جغرافیایی کمی دارندصادق نیست) و اسکان موقت و گاه به دور از خانواده‌ ایشان دغدغه و تشویش‌های روحی و روانی را موجب می‌شود که از حضور مستمر، ثبات رای و نظارت پیوسته او در محل کار مانع می‌گردد. مدیر غیر بومی به ناچار دائم در حال سفر میان مثلث خانه، کار و مرکز است بدین ترتیب او هیچ‌گاه فرصت کافی برای هیچ‌کدام از امور خویش نخواهد داشت.

 

سخن پایانی:

در شرایطی که استانها چهره های با سواد و علمی و کار بلد برخوردار هستند که در گذشته نیز در کشورها مسئولیتهای بسیاری را بر عهده داشته اند قطعا انتخاب یک مدیر بومی برای آنها در اولیت است و انتخاب یک مدیر غیر بومی به معنی نادیده گرفتن نخبگان و افراد کار آمد آن استان و نا امید کردن مردمی است که برای بهتر شدن وضعیت زندگی و استفاده از توان داخلی خود به دولت رای داده اند.

از منافع نیروهای بومی این است که به محیط کارشان آشنایی کامل دارند، دلسوز مردم هستند و از توانایی‌ هایشان، نفوذ کلام و نفوذ قدرتشان در جهت منافع عموم استفاده می‌کنند. یک نوع غرور ملی و منطقه‌ای نیز باعث می‌شود زمان بیشتری کار کنند و در نهایت کارآیی و اثربخشی بالاتری داشته باشند یعنی سعی می‌کنند اگر یک ریال هزینه می‌شود در حد آن یک ریال نفعی داشته باشد. این منفعت استفاده از نیروهای بومی است که بسیار بالاست ، استفاده از نیروهای بومی اگر ده درصد مشکل داشته باشد ولی ۹۰% سود دارد . وقتی که شخصی کاری که انجام می‌دهد برای خودش است، وقتی که می‌بیند نقش و تأثیر اعمالش نه تنها در بحث اداری بلکه در بحث اجتماعی به خانواده، گذشته و آینده‌اش برمی‌گردد و حتی پس از مرگش نیز باقی می‌ماند بی‌شک بیشتر کار می‌کند.

انتخاب یک مدیر بومی در صورت کارآمد بودن، به دلیل شناخت بیشترش با مشکلات و درد آن جامعه، یک انتخاب ایده ­آل محسوب می­ شود و مدیر غیربومی اگر ساکن محل خدمتش باشد و دانش و تجربه­ ی خود را تمام و کمال در اختیار مردم و منطقه قرار دهد بایستی دستش را بوسید. ولی مدیر پروازی، در علم مدیریت حتی اگر علامه ­ی دهر هم باشد به هزار و یک دلیل نمی ­تواند کارآمد باشد.

 




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *